^_^ جوجه دانشجو ^_^

جوجه ها رو آخر پاییز می شمارن ...

^_^ جوجه دانشجو ^_^

جوجه ها رو آخر پاییز می شمارن ...

^_^ جوجه دانشجو ^_^

سلام
محمد هستم ، با وبلاگ جوجه دانشجو در خدمت شما
سعی میکنم مطالب درست و حسابی و بدون کپی پیست داخل وبلاگ بذارم
نظر یادتون نره خواهشا

هر جا که آید نام تو بی خود شوم از خویش تن
آید شب و روزی که من پایت بریزم جان و تن
(اینم طبع شعری من)

طبقه بندی موضوعی

۶۷ مطلب توسط «محمد» ثبت شده است

کار رسید به جنگ تن به تن ... اولین نفر از سپاه دشمن جلو اومد ... (خیلی معروف بود ، برا خودش بزن بهادری بود ، همه می شناختنش ... اسمش که میومد مو به تن همه سیخ میشد ... ) وسط میدون که رسید شروع کرد رجزخونی کردن و حریف طلبیدن ... همه سپاه خودی داشتن به هم نگاه میکردن و کسی جرات نداشت از جاش تکون بخوره ، چه برسه بخواد بره میدون ... حیدر که جثه ی کوچیکی هم داشت و سنش هم زیاد نبود وقتی دید همه ترسیدن رفت پیش فرمانده و گفت : لطفا بهم اجازه بدید برم میدون ... فرمانده گفت : نه حیدر بذار ببینم کسی دیگه نیست ... فرمانده به هرکسی نگاه می کرد اون شخص خودشو به بیراهه میزد و سرشو مینداخت پایین ... حیدر بازم به فرمانده گفت : خواهش میکنم بذارید من برم میدون ... فرمانده گفت : نه بذار یه نگاه دیگه به لشکر بندازم ببینم کسی نیست ... بازم همون اتفاق افتاد و همه سرشون رو انداختن پایین ... حیدر بازم به فرمانده گفت : خواهش میکنم فرمانده ، خواهش میکنم بذار برم میدون ... دشمنا دارن بهمون میخندن ...  فرمانده اینبار موافقت کرد و گفت : برو ، برو به امان خدا ... مواظب خودت باش ... حیدر که از خوشحالی تو پوست خودش نمیگنجید گفت : چشم فرمانده ، قول میدم پیروز بشم ...

وقتی رفت میدون گنده لات سپاه دشمن بهش گفت : برو بچه ، برو که تو قد این حرفا نیستی ، اینجا جای تو نیست ... آخه من با تو بجنگم ؟؟؟

حیدر گفت : جنگیدن با من مرد میخواد ... مردی بیا جلو 

گنده لات هم گفت : باشه خودت خواستی ... پس بگو حلواتو بپزن ...    و حمله برد به سمت حیدر ...

حیدر توی درگیری شمشیر گنده لات رو ازش گرفت اونو زد روی زمین ... گنده لات که خیلی بهش برخورده بود ... تف کرد به صورت حیدر ... حیدر عصبانی شد ولی یه دوری دور گنده لات زد تا عصبانیتش فروکش کنه و بعد رفت سمت اون گنده لات و با یه ضربه کارش رو تموم کرد ...

 

 

 

پ.ن : به لطف خدا ادامه دارد ...

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۷ ، ۲۲:۱۶
محمد

امروز داشتم یه خرده وبو تغییر میدادم ، گفتم بد نیست یه سری هم به وبلاگ رفقا بزنم ...

تقریبا 90 درصد وبلاگ ها یا غیرفعالن یا از بین رفتن ( باز خدا را شکر اون 10 درصد از وب نویس های بزرگوار قدیمی موندن )

به قول شاعر نسل قدیم : همه رفتن کسی با ما نمونده ... sad

امیدوارم بتونم با وب نویس های جدید آشنا بشم و این نبود رفقا که امروز لهم کرد تا حدودی جبران بشه ...

 

 

Image result for ‫ناک اوت‬‎

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۷ ، ۱۹:۰۹
محمد

بسم رب الحیدر

 

تو هارونی و من موسی

پیمبر نیستی ، تنها

امام مسلمینی تو

فدایت دخترم زهرا (س)

 

فدای دخترم زهرا (س)

تمام مردم دنیا

شود هم نام تو ، حیدر

علی اکبر گل لیلا

 

تویی اول تویی آخر

تویی باطن تویی ظاهر

تو با حقی و حق با تو

تو در جنگاوری ماهر

 

ز تیغ ذوالفقار تو 

امانی نیست دشمن را

به هنگام رجزهایت

قراری نیست دشمن را

 

چه عمرو باشد و سفیان

چه باشد جمله از رندان

شود مانند عمرِعاص

برای حفظ جان ، عریان

 

ثواب این چند بیت شعر برسه برای سلامتی و عاقبت بخیری حاج احمد متوسلیان

 

اگر خدا قابل بدونه این شعر رو به لطف و کرم اهل بیت علیهم السلام گفتم (خدا توفیقمون بده بازم ادامه میدیم)

 

هزینه ی استفاده از این شعر :

قرائت سوره قدر (تقدیم با امیرالمومنین حضرت علی بن ابی طالب (ع)) + قرائت سوره کوثر (تقدیم به بی بی جان حضرت فاطمه زهرا (س)) + قرائت سوره عصر ( تقدیم به مظلوم زمان حضرت ولی عصر (عج)) 

 

از اونجایی که این شعر مداحی هست اگر سبکش رو نیاز داشتید نظر بدید تا براتون قرار بدم روی وبلاگ

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۷ ، ۱۰:۴۶
محمد

بسم رب الزهرا (س)

از تمامی سادات معذرت میخوام که حضرت زهرا (س) رو مادر صدا میزنم.


امروز یه امتحان سخت داشتم ، از این جهت این امتحان سخت بود که معمولا کتاب های کامپیوتری رو ترجمه می کنن و اونم چه ترجمه ای ...

از یه طرف باید دو فصل کتاب رو می خوندم و از اونجایی که کتاب متنش روان نبود بعدش باید جزوه ی استاد رو میخوندم ( که جزوه هم چندان دلچسب نبود کل جزوه رو هم رفته شاید 20 خط بود ) و بعد از خوندن کتاب و جزوه و تجزیه تحلیل باید سوالاتی رو که دوستان هم کلاسی طراحی کرده بودند میخوندم (حدود 70 تا سوال مثلا نصفشون آسون نصفشون سخت) باز به کتاب و جزوه ی استاد ، سوالات دوستان شاهکار بود و بعضا قابل خوندن نبود

در حالی که داشتم از استرس منفجر میشدم پیش خودم گفتم بد نیست یه کمکی (استغاثه) از حضرت زهرا (س) بخوام ، قطعا بی جواب نمیمونه ... جاتون خالی یه کوچولو کمک خواستیم ، رفتم بیرون و برگشتم نشستم پای سیستم که سوالات رو بخونم ، توی ذهنم گفتم احتمالا از این 4 تا فایل سوال میده (یعنی 16 تا سوال از 70) ، نشستم یه بار دیگه همونا رو خوندم و رفتم سر جلسه و بله ... 

از 4 تا فایلی که خونده بودم 3 تاش توش امتحان اومد و من :))))))))))))))))))))))



پ.ن: گر نگاهی به ما کند زهرا / درد ما را دوا کند زهرا


اینم هدیه ی من به شما یه پس زمینه فوق العاده برای صفحه های hd


background_yazahra

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۷ ، ۱۷:۳۱
محمد

به نام اول و آخر ، ظاهر و باطن

Related image


توی عنوان گفتم که تا سه نشه بازی نشه ، سه سال بود از محیط وبلاگ نویسی دور بودم.

از اونجایی که آسودگی ما عدم ماست ، توی این سه سال هم ساکت ننشستم و (بیشتر) توی تلگرام و اینستاگرام یه سری فعالیت هایی داشتم اما هرجور که حساب کردم وبلاگ نویسی یه چیز دیگس ...

یکی از دلایل بزرگش هم این بود که بعد از چند سالی که به وبم سرزدم با حجم زیادی از نظرات مخاطبین عزیز و بزرگوار روبرو شدم و تصمیم گرفتم به امید خدا دوباره استارت وبلاگ رو بزنم.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۷ ، ۲۲:۰۴
محمد


حرف رفتن مزن ای عشق ز غم میمیرم

۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۳۸
محمد
این پست ویژه ی سپاس گزاری از بچه های عزیز و با مرامیه که :

1- در اقدامی عالی و به موقع با کمک خداوند سربازان یا همون کماندوهای آمریکایی رو دستگیر کردند و نشون دادند بهتره برن سراغ همون هالیوود و اونجا ادعا کنن
 
2- اون عزیزانی که با کف دست گرفتن جونشون ( اعم از ایرانی ، لبنانی ، افغانی و سوری ) شهر های الزهرا و نبل را رفع حصر کردند و نه تنها دل شیعیان این دو شهر بلکه دل کل شیعیان دنیا رو شاد کردند.

تبریک میگم تبریک میگم
تبریک میگم تبریک میگم
تبریک میگم تبریک میگم




 
۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۵۴
محمد

سلام

انصافا نمی شد آدم ساکت بمونه و باید گفت :

1- حمید رسایی، نماینده مجلس، در تلگرام خود نوشت: نگاه اول: هاشمی رفسنجانی در سال 68 در حالی که ریاست دوره سوم مجلس را به عهده داشت، کاندیدای پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد. در این انتخابات، جمعا 79 نفر ثبت نام کردند که شورای نگهبان فقط صلاحیت هاشمی را تایید کرد و برای اینکه هاشمی بدون رقیب نباشد، صلاحیت عباس شیبانی را نیز تایید شد. یعنی 77 نفر ردصلاحیت شدند و هاشمی هیچ اعتراضی نداشت! همه می دانستند که شیبانی، رقیب تزیینی هاشمی است، برای همین هاشمی با 94 درصد آرا (15/550/528 رای) رییس جمهور شد.

نگاه دوم: امروز اما بر خلاف سال 68 که هاشمی هیچ اعتراضی به رد صلاحیت ها نداشت، رفسنجانی در صف اول معترضین به رد صلاحیت ها قرار دارد تا جایی که رسانه تلگرامی منتسب به پایگاه اطلاع رسانی هاشمی، علیرغم تایید صلاحیت 4720 و رد صلاحیت 6753 کاندیدا در آخرین پست کانال تلگرامش در اعتراض به رد صلاحیت ها نوشته است: “اگر اسب‌ها اجازه مسابقه نداشته باشند، هر قاطری به خط پایان خواهد رسید!"

نگاه سوم: آیا تعبیری که رسانه هاشمی بکار برده، فقط درباره این انتخابات صادق است یا آنها حاضر به تعمیم این جمله، درباره پنجمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 68 هم هستند؟!


2- و دوباره حاج آقا در نطقی در فرودگاه مهرآباد گفت :
" صلاحیت شخصیتی که شبیه به جدش امام (ره) است را تایید نکردند."
وی در خطاب به شورای نگهبان ادامه داد: «شما صلاحیت خود را از کجا آوردید؟ چه کسی به شما اجازه داده قضاوت کنید ؟ چه کسی تریبون نماز جمعه و صدا و سیما را به شما داده است؟» (http://fereydanna.ir/47215 )

که در جواب باید گفت :

بسمه تعالی

با تشکر وافر از زحمات ارزندۀ حضرات فقهای محترم شورای نگهبان ـ دامت برکاتهم ـ چون ادامۀ این خدمت بزرگ به اسلام و جمهوری اسلامی امری ضروری است و حضرات فقهای محترم مذکور در متن  [آقایان حاج آقا لطف‏ اللّه‏ صافی و حاج شیخ احمد جنتی و حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی] لیاقت و تعهدشان محرز است، و در مدت طولانی این خدمت آشنایی وافر به مسائل جاریه دارند، برای دورۀ جدید نیز خود حضرات حجج اسلام: آقای حاج آقا لطف ‏اللّه‏ صافی و آقای حاج شیخ احمد جنتی و آقای حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی ـ ایّدهم اللّه‏ تعالی ـ را به عضویت در شورای محترم نگهبان منصوب نمودم. از خداوند تعالی مزید توفیق آنان را در این خدمت خواهانم.

تاریخ ۲۲ خرداد ۶۵ / ۴ شوال ۱۴۰۶

روح ‏اللّه‏ الموسوی الخمینی

همچنین حضرت امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۳۶۷/۰۴/۰۴ در نامه ای جداگانه خطاب به عضو کنونی شورای محترم نگهبان آیت الله حاج شیخ محمد یزدی می فرمایند:

بسم اللّه ‏الرحمن الرحیم

جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمد یزدی ـ دامت افاضاته

با تقدیر از زحمات صادقانۀ جناب حجت الاسلام آقای صافی ـ دامت افاضاته ـ طبق اصل ۹۱ قانون اساسی، جنابعالی را که از افراد متدین مورد وثوق و درد آشنای اسلام و انقلاب می‏باشید، به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان منصوب می‏نمایم. توفیق بیشتر شما را در راه تأیید قوانین مورد رضایت خداوند و در جهت کمک به مستضعفین و محرومین جامعۀ اسلامی ایران خواستارم. والسلام علیکم و رحمه‏اللّه‏ و برکاته.

روح ‏اللّه‏ الموسوی الخمینی


۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۵۷
محمد
ما را غم دوری حرم بس
ما را غم دور افتادن از شهدا بس
ما را همیشه عزاداری بهر تو بس
ما را همیشه مشکی پوشیدن به عشق تو بس
.
.
.

میخوام این پست رو کاملا دور از میدان سیاست بذارم ... از بس که روزانه اخبار خوندیم و دیدیم و تحلیل کردیم ( دور از جونتون) دیوونه شدیم

تو این چند روز اخیر پای سخنرانی بزرگانی چون دکتر حسن عباسی ، حجت الاسلام رسایی ( نماینده مجلس ) ، دکتر رحیم پور ازغدی و حجت الاسلام محمدیان نشستم و لذت بردم از سخنرانی این بزرگان ... و جای شما خالی نایب الزیاره ی شما بودیم مشهد آقا امام رضا علیه الاسلام
بریم سر اصل مطلب ...

این چند وقته هر موقع دلم گرفته و رفتم سراغ آهنگ بهتر نشدم که هیچ تازه تا مرز دغ کردن پیش رفتم ... و به این رسیدم که هیچی مثل مداحی و قرآن آرومم نمی کنه ... به خصوص قرآنی که با صوت احمد سعود باشه یا مداحی ای که آدم رو ببره تو خود حرم ... خلاصه بگم
یا حسین علیه الاسلام غیر از تو خیری از کسی ندیدیم




۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۳۹
محمد

سلام امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه و لبخند از رو لباتون نیافته ... درسته روزگاز بعضی وقتا سخت میگذره ولی مهم اینکه ما چطور با این سختی ها برخورد کنیم ... بیخیال بریم سر اصل مطلب

چند وقت پیش بود داشتیم با یکی از بچه ها صحبت می کردیم میون بحث با خنده بهش گفتم : خودت که به هیچ دردی نمی خوری لااقل شهید می شدی یه سهمیه برسه به خونوادت !!! :))

یه دفعه گفت : خونواده ی ما از این پول های حروم استفاده نمی کنن ...

اون موقع بود که خیلی تعجب کردم از حرفی که زد و نتونستم که جوابش رو ندم ...

1- وقتی رفت دانشگاه به هیچ کسی نگفت که فرزند شهیده ... چون اگه می گفت ، در جواب بهش می گفتن که با سهمیه قبول شدی ... غافل از اینکه نمی دونستن وقتی کلاس اول دبستان معلم " بابا آب داد " را درس داد اون یه هفته تب کرد ...

2- پسری که به جز عکس هیچ چیز دیگه ای از باباش ندید و یه عمر تو حسرت آغوش و لبخند پدر موند ...

3- مادری که بعد از 20 سال هنوز چشم به راه پسرشه که از جبهه بیاد ...

4- پدری که فقط همون یه پسر رو داشت و می گفت که این پسر عصای دست من تو پیری مه ولی رفت جبهه و برنگشت ...

5- دختری که کار هر روزش غذا دادن و رسیدگی به پدرشه ...

6- مردی که بدنش پر از گلوله اس ولی به هیچ کسی هیچ چیزی نمیگه ...

7 - علیرضا و آرمیتا که جلوی چشمشون بابا هاشون رو ترور کردن ...

و ده ها و ده ها مورد دیگه مثل همین ...




پ.ن : حتما این کلیپ رو ببینید

http://www.aparat.com/v/4AEnk/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AD%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C_%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C


۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۲۰
محمد

سلام اومدم که فقط یه معذرت خواهی بزرگ بکنم و برم

اول برای اینکه نمی دونم چطور حدود 40 تا نظری که شما عزیزان برای من گذاشتید رفته بود تو هرزنامه ها و اونا رو همین امروز دیدم

( والا نمی دونم چرا )

دوم اینکه

هفته وحدت مبارک ( ما مطیع ولایتم / تابع حکم وحدتیم / شیعه و سنی متحد / دشمن وهابیتیم )




در اینجا فرصت رو غنیمت می شمارم و از آقای دکتر ظریف تشکر می کنم که خوب جلوی اون لعنتی ها قد علم کردند و اجازه ندادند که سپاه پاسداران در لیست تروریست ها قرار بگیره

دکتر ظریف مچکریم

۱۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۴ ، ۲۰:۱۵
محمد

سلام به سروران گرامی و دوستان عزیز ببخشید کلی حرف دارم بزنم ولی به خاطر کم بودن وقت نمی تونم از این بابت هم معذرت می خوام.


1- متاسفانه نه تنها کربلا قسمتم نشد ( جای رو سفیدا جای رو سیاها نیس ... ) بلکه مشهد هم قسمتم نشد ... و دیدار با امام خامنه ای را هم از دست دادم ( یعنی اوج بی لیاقتی ) واقعا نمی دونم چی بگم جز اینکه .... نبودم لایق دیدار خودم میدانم :((


پ.ن : دیدار با حضرت آقا رو لغو کردم که به مشهد برسم ... مشهدمون لغو شد :((


2- انتخابات اسفندماه رو جدی بگیرید به خصوص انتخابات مجلس خبرگان رو که یه سری افراد دارند با نام و خاطرات امام خمینی (ره) خودشون رو بالا می برن ... دیگه معلومه کی رو میگم ...

 2.1 - آقای هاشمی رفسنجانی گفتند : سید حسن خیمنی علامه است ...

آقای هاشمی سوال دارم : الف ) علامه رو میشه تعریف کنین که ما بدونیم به کی میگن علامه

ب ) شما خودتون تنهایی تصمیم گرفتید ایشون علامه هستند یا اینکه امسال پاییز دسته جمعی این تصمیم رو گرفتید؟


پ.ن: از کسی که رو صندلی چند میلیونی میشینه (سخنرانی دکتر حسن عباسی ) انتظار نداشته باشید من و شمایی رو که رو زمین میشینیم رو درک کنه و به دردمون برسه :0


3- از همه ی کسانی که برای کشتار مردم فرانسه شمع روشن کردند و برای کشتار مردم لبنان و کشتار بی رحمانه ی مردم نیجریه سکوت کردند خسته نباشید میگم ...


پ.ن : البته اینا همونایی هستند که می گفتند بسیجی ها و سپاهی ها تو این مملکت فقط مفت خوری می کنن ... که صرفا جهت اطلاع بگم تا جایی که من میدونم تا امروز 5/10/94 ( شنبه ) استان اصفهان 23 شهید مدافع حرم ( که همه بسیجی و سپاهی بودن ) تقدیم ساحت مقدس اهل بیت علیهم السلام کرده ...




 آدرس پیج اینستاگرام بنده :

7lovely.blog.ir

به اسم مجنون الحسین علیهم السلام



نهم دی ماه گرامی باد.


۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۴ ، ۱۸:۴۵
محمد