^_^ جوجه دانشجو ^_^

صدای قدم یار می آید ...

^_^ جوجه دانشجو ^_^

صدای قدم یار می آید ...

مشخصات بلاگ
^_^ جوجه دانشجو ^_^

سلام
امیدوارم از وبم خوشتون بیاد. توی وبم سعی میکنم مطالب کپی پیستی نذارم و مطالبم جالب و جذاب باشه البته شرط داره نظر یادتون نره منتظر نظرات زیبای شما هستم.
به مجنونی رسیدم یا علی (ع) گفت
ز لیلایی شنیدم یا علی (ع) گفت
مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یا علی (ع) گفت ؟؟؟؟؟

طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

سلام

میخواستم یه پست طولانی شامل چند بحث بذارم دیدم بهتره چند پستش کنم که هم کوتاه تر باشه هم جالب تر

اندر احوالاتم :
احتمالا آخر هفته میرم دانشگاه ... هنوز تصمیم قطعی نگرفتم ... دوستانم رفتند برای ثبت نام دانشگاه هاشون و من موندم تا کلاس ها شروع بشه
از رفتن به دانشگاه هم ناراحتم هم یه کَمَکی خوشحال ... ناراحتی با دلایل زیاد که امیدوارم کم بشه و خوشحالی به خاطر دیدن دوستان

دیروز یعنی جمعه مورخ 27/6/1394 :
توی خرمن بودیم در حال جمع کردن شلتوک ها (دانه ی برنج با پوسته را شلتوک میگن) که یه دفعه دیدیم از دور ابرهای سیاهِ باران زا سلام دارن خدمتمون ... هیچی دیگه همین صحنه کافی بود که سرعتمون رو به سرعت برق و باد برسونیم همین طور در حال جمع کردن شلتوک ها بودیم که باد شدیدی شروع به نوازش ما با سنگ و ریگ و خاک کرد دیگه نه میشد کار کرد نه میشد کار نکرد هیچی دیگه من یاد call of duty افتاده بودم
همین طور شلتوک ها رو می ریختیم تو گونی که یه دفعه دیدیم وای خدای من ... ابرهای سیاه برای سلطان رسیده اند (دیالوگ معروف سلطان در جنگ های صلیبی) ماشاالله چنان قطرات بارون ( تگرگ ) درشت بود که به هر کی میخورد آخ و واخش بالا می رفت ( از جمله خودم ) هیچی دیگه هر کی هنوز شلتوک هاشو تو گونی نکرده بود بارون براش شست و برد ... و در این میان اتفاقاتی افتاد که واقعا ترسیدم ... همین طور حدود یه نیم ساعتی بارون اومد که باعث شد شلتوک بعضی از مردم رو آب ببره و باعث خرابی چندتا خونه شد ... خدا را شکر گوشی نبرده بودم با خودم و گرنه تو بارون سوخته بود ( دلیل عکس نگرفتن )
یعنی بارون ادامه پیدا می کرد میشد مث عکس زیر ...



پ.ن : شنیدن کی بود مانند دیدن؟؟!!

نظرات  (۱۱)

  • فرزند ادم منتظر یوسف زهرا
  • چی بگم
    پاسخ:
    دعاکنید برامون
    اره هر چی نگاش میکنم خوشگل به نظر میرسه
    پاسخ:
    :0 مگه میشه؟؟
  • شیـعــِـه مـولا عـلی
  • سلام
    +++
    +ببخشید چند روز نبودم ، نظر نمیدادم "شرمنده"
    پاسخ:
    سلام
    ان شا الله بسلامتی
    دشمنتون شرمنده باشه
    چقدر خوشگله این عکس...
    فوق العادس
    پاسخ:
    خوشگل؟؟؟
    مگه داریم مگه میشه؟؟
    سلام علیکم مومن
    عجب بارونی بود
    عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
    پاسخ:
    سلام آقای عباس زاده ی عزیز
    بله چه بارووووووونی بود
    خدا نگهدارتون باشه
    ...
    پاسخ:
    چی شده؟؟
    جالب نوشته بودی :)
    پاسخ:
    ممنون نظر لطفتونه
    :) عجب روز داشتید....
    پاسخ:
    خعععلی روز جالب و پر دردسری بود خعععلی
    یا ابلفضل

    هععععع اینجا همون مترو خودمونه؟بابا اینجا چرا بارون اینقد؟داریم مگه میشه؟
  • زهرا احمدآبادی
  • لااااااااااایک
    پاسخ:
    :))
    ممنون
    بارون دوست دارم ولی نه اینجوری شو
    پاسخ:
    منم بارون دوست دارم نه عذاب الهی رو :))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    به نام پروردگار عشق به وب خودتون خوش اومدید انتقاد ، پیشنهاد و نظر دادن یادتون نره ممنون از حضورتون