^_^ جوجه دانشجو ^_^

صدای قدم یار می آید ...

^_^ جوجه دانشجو ^_^

صدای قدم یار می آید ...

مشخصات بلاگ
^_^ جوجه دانشجو ^_^

سلام
امیدوارم از وبم خوشتون بیاد. توی وبم سعی میکنم مطالب کپی پیستی نذارم و مطالبم جالب و جذاب باشه البته شرط داره نظر یادتون نره منتظر نظرات زیبای شما هستم.
به مجنونی رسیدم یا علی (ع) گفت
ز لیلایی شنیدم یا علی (ع) گفت
مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یا علی (ع) گفت ؟؟؟؟؟

طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

سلام امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه و لبخند از رو لباتون نیافته ... درسته روزگاز بعضی وقتا سخت میگذره ولی مهم اینکه ما چطور با این سختی ها برخورد کنیم ... بیخیال بریم سر اصل مطلب

چند وقت پیش بود داشتیم با یکی از بچه ها صحبت می کردیم میون بحث با خنده بهش گفتم : خودت که به هیچ دردی نمی خوری لااقل شهید می شدی یه سهمیه برسه به خونوادت !!! :))

یه دفعه گفت : خونواده ی ما از این پول های حروم استفاده نمی کنن ...

اون موقع بود که خیلی تعجب کردم از حرفی که زد و نتونستم که جوابش رو ندم ...

1- وقتی رفت دانشگاه به هیچ کسی نگفت که فرزند شهیده ... چون اگه می گفت ، در جواب بهش می گفتن که با سهمیه قبول شدی ... غافل از اینکه نمی دونستن وقتی کلاس اول دبستان معلم " بابا آب داد " را درس داد اون یه هفته تب کرد ...

2- پسری که به جز عکس هیچ چیز دیگه ای از باباش ندید و یه عمر تو حسرت آغوش و لبخند پدر موند ...

3- مادری که بعد از 20 سال هنوز چشم به راه پسرشه که از جبهه بیاد ...

4- پدری که فقط همون یه پسر رو داشت و می گفت که این پسر عصای دست من تو پیری مه ولی رفت جبهه و برنگشت ...

5- دختری که کار هر روزش غذا دادن و رسیدگی به پدرشه ...

6- مردی که بدنش پر از گلوله اس ولی به هیچ کسی هیچ چیزی نمیگه ...

7 - علیرضا و آرمیتا که جلوی چشمشون بابا هاشون رو ترور کردن ...

و ده ها و ده ها مورد دیگه مثل همین ...




پ.ن : حتما این کلیپ رو ببینید

http://www.aparat.com/v/4AEnk/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AD%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C_%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C


هر موقع که یادش افتادم و گفتم : ای کاش پیشش بودم ... خواستم برآورده شده ... حالا از چند ساعت تا چند روز دیگه

پریروز داشتم پستی در مورد تشییع شهدا ، توی شهر اصفهان مطلبی می خوندم ... مطلب رو که خوندم زیر مطلب توی نظرات نوشتم :

ولی هیچ قطعه ای توی گلستان شهدای اصفهان مثل قطعه حاج حسین خرازی نیست ....

دیروزرفته بودم اصفهان برای کلاس ... وقتی به محل رسیدم تازه فهمیدم الکی 40 - 30 کیلومتر کوبیدم اومدم اصفهان چون کلاس برگزار نمیشد ... عصبانی از این که از خوابم زدم با کلی استرس که دیر نرسم سر کلاس اومدم ... ولی حالا میگن کلاس نیست ...

بالاخره دل رو زدم به دریا زنگ زدم آدرس گلستان شهدا رو پرسیدم و راه افتادم ... پیاده یک ساعتی تو راه بودم ( از چار باغ بالا تا گلستان شهدا ) و بالاخره رسیدم ... و یکراست رفتم سراغ قطعه ی شهید خرازی ...

جاتون خالی یه زیارت درست و حسابی کردم ... از شهید خرازی و شهید کاظمی تا شهدای افغانِ مدافع حرم و شهید افشار ... حسابی دور گلستان شهدا تاب خوردم ... و خدا را شکر که تونستم بازم برم زیارت قبور شهدا

آره واقعا هر موقع که از خدا خواستم برم پیش حاج حسین خرازی رفتم و از این بابت خیلی خوشحالم که دست رد به سینم نمیزنن

(حاج حسین خرازی که بنده ی رو سیاهی مثل من رو قبول کنه ... پس از اربابش حسین (ع) توقع بیشتری دارم و به طبع بیشتر از امام حسین (ع) از خدا توقع دارم ... اون مهربون بی حد و مرز )



پ.ن : نمیدونم برای شما هم این طوره یا نه ... ولی برای من قطعه شهید خرازی و شهید کاظمی آرامش خاصی داره آرامش فوق العاده خاص

shahid hadi


دعا کنید که من ناپدیدتر بشوم

که در حضور خدا روسپید تر بشوم

بریده های من آن سوی عشق گم شده اند

خدا کند از این هم شهیدتر بشوم


دوستان عزیز بهتون پیشنهاد می کنم که حتما کتاب " سلام بر ابراهیم " رو بخونید ...

به نام پروردگار عشق به وب خودتون خوش اومدید انتقاد ، پیشنهاد و نظر دادن یادتون نره ممنون از حضورتون